خدا جونم میشه امشب تو منو بغل بگیری؟. بگی اروم تو گوشم دیگه وقتشه بمیری. خدا جونم میگن تو خوبی مث مادرا می مونی. اگه راس می گن ببینم عشق من کجاس؟ میدونی؟. خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟. من میخوام که زود بمیرم اخه سخته زنده موندن. من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟. خدا جون تو تنها هستی می دونی تنهایی سخته. زنده بودن یا مردن من واس اون فرقی نداره. اون می خواد که من نباشم باشه اشکالی نداره. خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت. ولی عمر اون زیاد شه حتی واس یه ساعت. خدا جون میشه ...

دلنوشته های غمناک و اس ام اس های دلگرفته ی تنهایی

1-Alone[WwW.KamYab.IR]

خدا جونم میشه امشب تو منو بغل بگیری؟
بگی اروم تو گوشم دیگه وقتشه بمیری
خدا جونم میگن تو خوبی مث مادرا می مونی
اگه راس می گن ببینم عشق من کجاس؟ میدونی؟
خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟
من میخوام که زود بمیرم اخه سخته زنده موندن
من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟
خدا جون تو تنها هستی می دونی تنهایی سخته
زنده بودن یا مردن من واس اون فرقی نداره
اون می خواد که من نباشم باشه اشکالی نداره
خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت
ولی عمر اون زیاد شه حتی واس یه ساعت
خدا جون میشه تو امشب منو بغل بگیری؟
بگی اروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری….
.
.
.
ایستاده و لبخند زنان …
پایش را روی گلویم فشار می دهد …
تنهایی …
.
.
.
آدم های تنها …
یه وقت هایی خیلی خوش شانس هستند …
چون کسی رو واسه از دست دادن ندارند …
.
.
.
سکوت می کنم …
چون می دانم در این زمانه …
هیچکس معنی دلتنگی هایم را نمی فهمد …
.
.
.
نه چتر با خود داشتی
نه روزنامه
نه چمدان
عاشقت شدم!
از کجا باید می‌فهمیدم مسافری؟
.
.
.
من این روز ها صدای ثانیه ثانیه فراموش شدنم را میشنوم.
.
.
.
نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
با هم قدم میزنیم…
با هم میخوابیم…
دلم که می گیرد اغوشش را باز می کند و بر گونه هایم بوسه میزند…
اما نمیدانم دوستش دارم یا نه!!!
” تنهایی را “
.
.
.
بدترین لحظه ی تنهایی وقتیه که بدونی اونی که تنهات گذاشته تنها نیس.
.
.
.
فقط باش…
همین که هستی کافیست…
دور از من..!
بدون من…!
چه فرقی می کند؟؟؟
گل میخری…خوب است !!
برای من نیست؟ نباشد…
همین که رختمان زیر یک افتاب خشک شود کافیست…
دلخوشم به این حماقت شیرین…
.
.
.
روزگار نبودنت رو برام دیکته می کنه
و نمره ی من باز میشه
” صفر ”
می بینی…؟
هنوز نبودنت رو یاد نگرفتم.
.
Sms.KamYab.IR
.

خدایا:
هیچوقت تنها نگذار دلی را که…
هیچکس/دردش/را نمی فهمد. . .(!)
.
.
.
دلتنگم نه برای کسی…از بی کسی
خسته ام نه از تکاپو…از دربه دری
نه دوستی…نه یاری…نه خاطره ی شیرینی…
تنهایم!
تنها تر از سنگ کنار جاده…
اما مشتاقم…
مشتاق دیدار ان کس که صادقانه یادم کند…
.
.
.
بهش گفتم دوست دارم باورنکرد
گفتم عاشقتم باورنکرد
گفتم تنهام نذار تنهام گذاشت
یه روز اومد پیشم
برام گل آورد گریه کرد گفت پشیمونم
منم خواستم بگم بخشیدمش بگم دوسش دارم
اما اون رفتو خیسی اشکاشو روسنگ قبرم جاگذاشت.
.
.
.
می خواهم نباشم
کاش سرم را بردارم و برای یک هفته
در گنجه ای بگذارم و قفل کنم!
در تاریکی یک گنجه خالی
و روی شانه هایم در جای خالی سرم چناری بکارم
و برای یک هفته در سایه اش آرام بگیرم
.
.
.
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی
رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی
چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی
.
.
.
دوست دارم،یک شبه هفتاد سال پیر شوم
دوست دارم یک شبه پیر شوم. در کنار خیابانی بایستم
تو مرا بی انکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی
هفتاد سال پیر شدن یک شبه می ارزد به حس گرمی دستهای تو
هنگامی که مرا عبور میدهی بی انکه بشاسی .
.
.
.
روزها پر و خالی می شوند مثل فنجان های چای
در کافه های بعد از ظهر اما هیچ اتفاق خاصی نمی افتد
اینکه مثلا تـــــــــو ، ناگهان در آن سوی میز نشسته باشی !
.
.
.
گاهی آدمها مچاله ات میکنند..
پرتت میکنند گوشه ای تنها..
و تو میمانی پراز خمیدگی و شکستگی..
گاهی آرزو میکنی رهگذری حتی شده از روی کنجکاوی بیاید بلندت کند..
مچاله شدنت را با دستهایش نوازش کند چنددقیقه ای تو را بخواند و برود…
فقط همین…..
.
.
.

یکی میپرسید اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت چیست؟
برایش صادقانه مینویسم برای انکه باشد و نیست …
.
Sms.KamYab.IR
.
چرا غم ها نمیدانند که من سلطان غمهایم
بیا ای دوست بامن باش که تنهای تنهایم
.
.
.
گاهی دلم میخواهد دست خودم را بگیرم ببرم بخوابانمش..
لحاف را بکشم رویش دست بکشم لای موهایش وبرایش لالایی بخوانم…
وسط گریه هایش بگویم جاااان غصه نخور درست میشود..
اگرهم نشد تمام میشود..
بالآخره روزی تمام میشود….
.
.
.
هنوز هم مثل سابق مهربانم
اما…
کسی نیست
که مثل سابق
صدایم بزند
“مهربانم”
.
.
.
تنها غم زندگی ام بدون تو زندگی کردن بود
حالا دیگر غمی ندارم
اماده ام برای مرگ
.
.
.
یآدِ مَـن بآشَـد کـه تَنـهآییَـم رآ بَـرآیِ خـودَم نِگَــه دآرَم ،
وَ بُـغض هآیِ شَـبآنِـه اَم رآ بَـرآیِ کَـسی بآزگو نَکُــنَم،
تآ تَـرَحُـمِ دیگَـرآن رآ بآ اِظـهآرِ عَـلآقِــه اِشـتِـبآه نَـگـیرَم.
یآدِ مَن بآشَـد کِـه فَـقَط بَـرآیِ سآیِـه اَم بِـنِـویسَــم . !
صادق هِــدایَـت / بــوفِ کــور
.
.
.
آهسته گفت : ” خدا نگهدارت ”
در را بست و رفت . . .
آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشان را به گردن ” خدا ” می اندازند !
.
.
.
اگر کسی مرا خواست
بگویید رفته باران ها را تماشا کند .
و اگر اصرار کرد ،
بگویید برای دیدن ِ طوفان ها
رفته است !
و اگر باز هم سماجت کرد ،
بگویید
رفته است تا دیگر بازنگردد …
.
.
.
دهن به دهن خاطره ها که میشوم…
برای تلافی شکل ” تو “میشوند…
آنوقت ازپا در می آیم
و
پیششان کم می آورم!
هرکسی …
یک نقطه ضعفی دارد دیگر…
.
.
.
تمام ترسم از این است
که یک شب
بخواهی که به خوابم بیائی و من
بیدار نشسته باشم!
.
.
.
یک شهـر را بـرایم بـه یـادگار گذاشته اسـت ….
عــشــقـــت …..!
.
.
.
همه چیزم را با تو قسمت کردم جز تنهایی ام را

هیچ چیزت را با من قسمت نکردی جز تنهایی ایت را
.
.
.
نمیدانم دردم چیست…؟یا از تنهاییست، یابودن دوستی کهدوستش دارم و کنارم نیست!
.
.
.
گفتم : استاد تو از عشق چه میدانی ؟
گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست !
.
.
.
اشکهایم که سرازیر میشوند……
دیری نمی پایدکه قندیل می بندد…
عجیب سرد است هوای نبودنت
.
.
.
تنهایی به این معنی نیست که کسی پیشت نباشه تنهایی یعنی اون که دنیاته مال تو نباشه!
.
.
.
مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر، بی کسی هم عالمی داره!
.
.
.
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما ، همه از من گریزانند ، تو هم بگذر از این تنها …
.
Sms.KamYab.IR
.
چه دردی است در میان جمع بودن
ولی در گوشه ایی تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
برای هر لبی، شعری سرودن
ولی لبهای خود همواره بستن
.
.
.
شبها وقتی می خوای بخوابی میبینی کسیو نداری!!!
که بهت فکر کنه,!!
اینجاست که :.. میفهمی برخلاف شلوغیه درونت!! چقدر تنهایی!
.
.
.
ﻓﮏ ﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﻣﻨﻦ!!….
ﺭﻓﺖ سراﻍ ﺑﻘﯿﻪ….
ﻣﻨﻢ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﺍﻭﻧﻦ….
ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﺩﻭﺭِ ﻫﻤﻪ
.
.
.
تنهایی هم از چند لحاظ بد نیست…دیگه منتظر پیامش نیستی…دیگه از کاراش دلخور نمیشی…دیگه نمیترسی که بهت خیانت کنه…
.
.
.
تنهایی فقط تنبیهی است
برای روزهای دوست داشتن او
.
.
.
فلسفه ی تنهایی را هر چقدر هم خوب ببافند
بی قواره بر تن آدم زار می زند
.
.
.
کوچیکتر که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه نیست !
.
.
.
تنهایی یعنی شب ها اونقدر شعر بخونی و رو تختت فکر و خیال کنی تا بالاخره با اشک خوابت ببره و من همیشه اینگونه می خوابم …
.
.
.
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﻤﯿـــــــــﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗِﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫـــــــــﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ..
ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃـــــــــﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ .
، ﻧﻪ ﺩﺭﺍﺧﺒـــــــــﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ،
ﻧﻪ ﺗـــــــــﻪِ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘـــــــــﻪ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ
. ﻭَ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾـــــــــﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍِﺳﻤﻢ ﻧﻮِﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ ..
ﺗﻨـــــــــﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪ ﻣیشَــــــــﻮﺩ .
ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨـــــــــﺪ ﺭﻭﺯﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﻧﺪ،
ﻋﺸﻘــــﻢ ﺑﻌـــــــــﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾـــــــــﺶ ﺩﺭﺁﻏﻮشی ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﺒـــــــــﺮﺩ،
ﻭَ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌـــــــــﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗـــــــــﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥِ ﻏﺬﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪِﻫﺎﯾﺸـــــــــﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ . .
ﻭ ﻣﻦ ﺗﻨـــــــــﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﮑﻨـــــــــﻢ،
ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼِ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾـــــــﺪ
. ﻭَ ﺍﺷﮏِ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾـــــــــﺰﺩ ، دیگر ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ!
.
.
.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه